• نشست رمزارز و تحولات ایجاد شده در اثر آن بر جهان و ایران

      نشست رمزارز و تحولات ایجاد شده در اثر آن بر جهان و ایران

      نشست رمزارز و تحولات ایجاد شده در اثر آن بر جهان و ایران
      نوع رویداد: سمینار
      سطح برگزاری: سراسری
      آدرس محل برگزاری: تهران، میدان آرژانتین، خیابان بیهقی، نبش خیابان شانزدهم غربی، پلاک 20
      نام محل برگزاری: مرکز ملی فضای مجازی
      کروکی محل برگزاری:
      محورهای رویداد:
      سرعت پیشرفت فناوری به­ویژه در حوزه فناوری­های مالی در دهه­های اخیر به تغییر شئون مختلف زندگی مردم و همچنین دولت­ها منجر شده و تحولات شگرفی در نظام پولی کشورها ایجاد کرده است. یکی از این فناوری­های نوین، ارزهای مبتنی­بر فناوری دفاتر کل توزیع شده (DLT) همانند بلاکچین (Blockchain) است که تحت عنوان رمزارزها (Cryptocurrency) شناخته می­شوند. لذا با توجه به ویژگی­های منحصربه فرد این نوع از ارزها، لزوم بررسی ماهیت این پدیده نوظهور، آثار اقتصادی آن و در نتیجه تنظیم­گری مناسب آن توسط سیاستگذاران اهمیت پیدا کرده است. مرکز ملی فضای مجازی به عنوان یکی از مهمترین ارکان سیاستگذاری این حوزه، به همت پژوهشگاه فضای مجازی نشست تخصصی «هم‌­اندیشی با اقتصاددانان درباره عرضه رمزارز و تحولات ایجاد شده در اثر آن بر جهان و ایران» را با حضور ریاست مرکز جناب آقای دکتر فیروزآبای تدارک دید و به هم اندیشی و تضارب آراء متخصصین و صاحب­نظران در این رابطه پرداخت. در ذیل به اهم نکات بیان شده در نشست اشاره خواهد شد.


      جناب آقای دکتر کلانتری:
      • تحولات فناوری به طور عام و به صورت خاص تحولاتی که ناشی از فضای مجازی بوده است بر همه عرصه‌ها تاثیر گذاشته است. همه عرصه‌ها را دست‌خوش تغییر کرده است و یکی از آن عرصه‌های مهم عرصه اقتصاد بوده است. حتی برخی معتقدند ما اصلا یک شیفت پارادایمی در حوزه اقتصاد داریم و برخی هم تعابیر رقیق‌تر و ملایم‌تری دارند.
      • مرکز ملی فضای مجازی به عنوان مجموعه‌ای که یکی از ماموریت‌های اصلی‌اش رصد و پایش فضای مجازی و حوزه‌های وابسته به آن است؛ در این حوزه‌ ورودهایی داشته است با هماهنگی دستگاه‌ها، نهادهای مرتبط، بالاخص نهادهای آکادمیک سعی کرده است که یک ذره تصویر این فضا را روشن‌تر کند تا بر آن اساس بشود تصمیمات دقیق‌تری گرفت که این جلسه در همین راستا تدارک دیده شده است.

      جناب آقای دکتر نوری:
      • از چندین هزارسال پیش با گسترش تعاملات اجتماعی و اقتصادی، عقلانیت بشر به ایجاد نهادهای مرکزی(Centralized) هدایت کرد که باعث کاهش هزینه و ایجاد اعتماد(Trust) شدند. اما هرچه جلوتر آمدیم؛ خود این نهادهای مرکزی یک سری مشکلاتی را ایجاد کردند، به طور مثال در اقتصاد ما بحث بزرگ بودن دولت را داریم که موجب عدم کارایی، فساد، رانت، عدم شفافیت و عدم پاسخگویی شده است.
      • ما شاهد بحران­های اقتصادی بزرگی بودیم همانند رکود بزرگ 1929 و اخیرا هم بحران مالی 2008 که همه مطلع هستیم که بسیاری از شرکت‌ها و کشورها دچار مشکل شدند که بسیاری معتقدند دلیل این بحران­ها خود نهادهای مرکزی بودند؛ به واسطه این و وقایع دیگر، یکسری جنبش‌هایی در دنیا شکل گرفت همانند جنبش سایفرپانک‌ها، جنبش 99 درصد.
      • در سال 2008 یک whitepaper توسط فرد یا گروه گمنامی به نام ساتوشی ناکاموتو(Satoshi Nakamoto) منتشر شد و ایده طرح سیتم پولی فرد به فرد(Peer to Peer) را مطرح کرد و در سال 2009 در بازارهای مالی لانچ شد.
      • عناوین مختلفی هم راجع به آن مطرح می‌شود همانند ارز دیجیتال(Digital Currency)، ارز مجازی(Virtual Currency)، ارز رمزنگاری شده(Cryptocurrency) و ترجمه­های مختلفی هم برای آن در داخل عنوان می­شود همانند ارز رمزنگاری شده، رمزینه ارز، ارز رمز، رمز ارز، ارز رمز پایه، ارز رمزنهاد و ... که البته الان بیشتر رمزارز می‌گویند.
      • یکسری تکنولوژی‌هایی می‌تواند Disruptive باشد اما ما به آن توجه نداریم و یکی از آنها همین بلاکچین و DLT به طور کلی است. و نیز باعث یک تقابلی می‌شود با حاکمیت‌ها و نهادهای بین‌المللی و در کل با نهادهای مرکزی.
      • سیر تحول پول از پول کالایی شروع شده و سپس پول فلزی(طلا و نقره و ..)، پول کاغذی(اسکناس) و پول الکترونیکی وبرخی معتقدند پول آینده(future money) همین Bitcoin و سایر رمزارزها است.
      • یک مشکل سیاست‌گذار این است که اصلا نمی‌داند با چه چیزی مواجه است. در حال حاضر نزدیک 3000 رمزارز(کوین و توکن) داریم. انواع مختلفی از رمزارز داریم که هرکدام ویژگی مربوط به خودش را دارد و لزوما همه یکسان نیستند. سیاست‌گذار نباید همه اینها را با یک استاندارد با یک چارچوبی نگاه کند لذا نوع سیاست‌گذاری ما باید متفاوت باشد.
      • یک طبقه‌بندی هم از انواع ارزهای مجازی توسط IMF اشاره شده است. ارز مجازی غیر ملموس است لذا نوعی ارز دیجیتال به حساب می­آید. ارز مجازی دو طبقه دارد شامل 1) غیرقابل تبدیل(Non-Convertible) مانند پول های بازی­های رایانه­ای (E-Gold)، که صرفا متمرکز است و 2) قابل تبدیل (Convertible) که خود شامل دو دسته می­شود 2-1) متمرکز (Centralized) مانند Web money و 2-2) غیر متمرکز (Decentralized) که همان رمزنگاری شده مانند بیت کوین، اتریوم است. این طبقه­بندی کامل و دقیق نیست و دارای ایراداتی است. تاکسونومی­های(Taxonomy) دیگری نیز توسط افراد و نهادها مطرح شده است که در مجموع این طبقه بندی­ها در حال تغییر هستند.
      • با مشاهده کلی به بازار رمزارزها می­توان بیان داشت در حال حاضر 2941 رمزارز وجود دارد. کل حجم بازار(Market cap) در حدود 220 میلیارد دلار است. اینجا ممکن است بگوییم شاید یک رقم کمی باشد اما اگر به طور تاریخی نگاه کنیم در بازه کوتاهی به صورت نمایی رشد پیدا کرده است و با توجه به ساختاری که دارد؛ برای حکومت‌ها و نهادهای مرکزی بسیار مهم شده و در آینده می‌تواند برای آنها بسیار خطرساز شود.
      • آیا رمزارزها می­توانند در شرایط فعلی نقش پول را در مبادلات ایفا نمایند یا خیر؟ در اقتصاد هر چیزی که 3 وظیفه 1) وسیله مبادله (Medium of Exchange)، 2) واحد شمارش (Unit of Account)، 3) ذخیره ارزش(Store of Value) بازی کند شما می‌گویید این پول است. حال آیا رمزارزها این ویژگی­ها را در حال حاضر دارند؟
      • با توجه به محدودیت انتشار برخی از رمزارزها به صورت خاص بیت­کوین که در نهایت بیست و یک میلیون ایجاد می­شود که نشان از فهم خوب اقتصادی ساتوشی ناکاماتو دارد در بلندمدت امکان افزایش ارزش برای آن قابل تصور است. اما نوسانات (Volatility) بسیار شدید این رمزارزها باعث شده است وظیفه اول و دوم در حال حاضر به خوبی شکل نگیرد. به علاوه هنوز در پرداخت­های خرد (Micropayment) با توجه به مشکل مقیاس پذیری (Scalability) و TPS پایین آنها مورد استفاده بالایی قرار نمی­گیرد. البته راه­حل­هایی مانند Lightening، Side chain و موارد دیگر برای آن مطرح شده است. اما در مجموع در حال حاضر رمزرازها به لحاظ علمی واقعا پول نیستند. اما در آینده این امکان وجود دارد که نقش پول را ایفا نمایند. عملا اینها crypto asset یا virtual asset هستند.
      • ماهیت رمزارزها یا بهتر بگوییم رمزدارایی­ها در حوزه سیاستگذاری بسیار مهم خواهد چراکه نهاد مربوط به آن مشخص می­شود البته عملا بسیاری از نهادها درگیر آن هستند.
      • حال چرا لیبرا(Libra) یعنی رمزارز معرفی شده توسط فیسبوک موجب حساسیت میان فدرال رزرو و بسیاری از بانک­های مرکزی دنیا شده است؟ داستان این است لیبرا یک stable coin است استیبل کوین­ها می‌توانند پول باشند مخصوصا رمزارز فیسبوک؛ فیسبوکی که بالای دو میلیارد کاربر دارد. آمریکا در رابطه با دلار با هیچ کشور و شرکتی تعارف ندارد و بسیار مخالفت می­کند.
      • مکتب اتریشی در کل مخالف دخالت‌های دولت در اقتصاد بوده و معتقد است هر مشکل و بحرانی پیش می‌آید به خاطر همین دخالت‌های دولت و بانک مرکزی است. حتی آقای هایک که جایزه نوبل اقتصاد را هم گرفته بود کتابی تحت عنوان ملی زدایی(انحصار زدایی) از پول (Denationalization of Money) نوشتند که نظرشان این است که انتشار پول حتی در دست دولت­ها نباشد. افرادی هم در این راستا تلاش‌هایی کردند مثل آقای Bernard von NotHaus که البته زندان انداخته شدند. بعضی از اتریشی‌ها هم مثل آقای Jeffrey Tucker رمزارزها را بسیار قبول دارند.
      • نهادهایی مانند IMF ابتدا نگاه­های منفی و هشدارگونه­ای داشتند ولی سال پیش خانم کریستین‌لاگارد آخرین حرفی که بیان کرد این بود که بهتر است بانک­های مرکزی دنیا به سمت CBDC بروند.
      • مزیت‌های مختلف و ریسک‌های مختلفی مطرح است که به صورت کلی مزیت­های آنها را خدمتتان بیان می­کنم: 1)آزادی در پرداخت و دسترسی بین‌المللی، 2) هزینه معاملاتی پایین(Transaction cost)، 3) سرعت‌ بالا در انتقالات بین‌المللی و فرامرزی، 4) عدم خلق پول بی­رویه و خاصیت ضد تورمی، 5) استفاده از ارز مجازی در شرایط تحریمی ایران، 6) عدم توانایی دولت­ها در مصادره و بلوکه کردن، 7) امکان رهگیری و شفافیت(Transparency)، 8) مزیت نسبی استخراج بیت کوین، 9) انتشار توکن و عرضه اولیه سکه(ICO)،10) کاهش قدرت تحریم دلاری آمریکا برای اقتصاد ایران، 11) امکان ایجاد رمزارزهای منطقه ای و تسهیل در پیمان های پولی دو و چندجانبه، 12) امکان افزایش کسب و کارهای نوین و افزایش اشتغال، 13) تسهیل در جهانی شدن کسب و کارهای داخلی و بهبود صادرات غیرنفتی، 14) عدم امکان جعل رمزارزها، 15) امکان افزایش سرمایه گذاری خارجی
      • برای ریسک­های موجود در رمزارزها به این موارد می­توان اشاره کرد: 1) نوسانات قیمتی و عدم ثبات، 2) تهدید اقتصاد واقعی، 3) تضعیف بانک مرکزی و نهادهای واسط، 4) امکان فرار مالیاتی، پولشویی و گسترش بخش غیررسمی اقتصاد، 5) ناآشنایی عموم مردم با ارزهای مجازی، 6) عدم امکان تجهیز و تخصیص منابع به فعالان اقتصادی، 7) زمان بالای تائید تراکنش برای مبادلات داخلی، 8) خروج ارز از کشور، 9) مصرف بالای انرژی
      • ما در دنیایی هستیم که تحولات عظیمی در حال شکل­گیری است، چه دوستانی که در فضای آکادمیک هستند چه سیاست‌گذاران و چه کسب و کارها همه و همه باید یک آینده‌پژوهی جدی داشته باشیم وقتی به اینها توجه نکنیم ما دچار مشکل می‌شویم یعنی دیگر کاری نمی‌توانیم بکنیم یعنی به گونه­ای می­شود که سیاست‌گذار فرصت‌سوز و تهدیدساز می‌شود یعنی از فرصتی که یک فناوری دارد و می‌توانیم برای اقتصاد کشور استفاده کنیم با اهمال­کاری، تبدیل به یک تهدید می‌شود.
      • سوالات پایانی برای هم‌اندیشی در این جلسه را خدمتتان بیان می­کنم:
      • پدیده رمزارزها اقتصاد بین الملل را چگونه متاثر می سازد؟
      • نهادهای بین المللی تنظیم کننده اقتصاد جهانی چه جایگاهی خواهند داشت؟
      • عرضه رمزارزها و تحولات ایجاد شده در اثر آن بر ایران و جهان چیست؟
      • آیا رمزارزها حاکمیت-زدا یا نهادگریز هستند؟
      • نحوه حکمرانی در فضای جدید اقتصادی چگونه قابل تعریف خواهد بود؟
      • مفاهیم اقتصادی چه تحولی پیدا خواهند کرد؟
      • کسب و کارها و صنایع در ساختار جدید چه تغییراتی خواهند داشت؟
      • فناوری های جدید باعث چه تغییر و تحولاتی در وضعیت آکادمیک علم اقتصاد خواهد داشت؟
      • تحلیل اقتصاد سیاسی رمزارزها بر چه مبنایی صورت خواهد گرفت؟ ذینفعان اقتصادی چگونه نقش ایفا خواهند کرد؟

      جناب آقای دکتر شاپور محمدی:
      • پول سه وظیفه دارد یک حفظ ارزش، دو وسیله پرداخت‌های آتی، سه وسیله سنجش، ولی مهم‌ترین ویژگی پول قدرت هم‌سو و هماهنگ شدن با رشد اقتصادی است یعنی پولی که عرضه‌اش کندتر از رشد اقتصاد شود دائما گران می‌شود و پولی که عرضه‌اش سریع‌تر از رشد اقتصاد شود دائما ارزان‌تر می‌شود. بیت‌کوین محکوم به گرانی است پس پول نمی‌تواند باشد. چیزی که محکوم به گرانی مستمر یا محکوم به ارزان‌ شدن مستمر است قطعا نمی‌تواند پول باشد اصلا بقیه را رها کنید به من بگویید به بیت‌کوین چه می‌گویید؟ آقای دکتر نوری فرمودندDigital Asset ؛ من می‌خواهم بگویم اینها Product Digital هستند.
      • اگر ارزش ذاتی داشته باشند asset می‌توانند باشند ولی یک جمله معروفی در اقتصاد خرد است، می‌گوید Good is good، این کالا خواستنی است. ولی روی چیزی که Product Digital است یک توافق عمومی(Consensus) است اگر این توافق برداشته شود باز هم good است؟ نه نیست. طلا را زن‌ها به گردن‌شان آویزان می‌کنند طلا خواستنی است طلا با آنها فرق می‌کند. اگر اینها در بهادارسازی(Securitize) استفاده ‌شوند. به همان میزان ارزشمند هستند نه بیشتر! اینها به عنوان رمزینه بودن ارزشمند هستند به شرط اینکه security ایجاد کنند security یک قیمتی در فضای مجازی دارد همان قدر می‌ارزند بیشتر نمی‌ارزند؛ اگر cost plus نگاه کنیم، کارت گرافیک به علاوه الکتریسته‌ای که مصرف می‌شود (که من یک Product Digital تولید کنم) ارزش آن بهای تمام شده‌اش است. ممکن است بیش از بهای تمام ‌شده‌اش بیارزد که سودی برایش متصور است و یا کمتر بیارزد که زیان داشته و لذا تعطیلش می‌کنند. اما بحث بلاکچین فرق دارد ما در علم اقتصاد بلاکچین را یک چیزی دیگر تلقی می‌کنیم؛ به اقتصاد خرد باز برمی‌گردم در درس دوره لیسانس یک چیزی است به نام بندوگون‌افکت و اسناب‌افکت، اثر اسناب بیان می­کند که این کمیابی است که قیمت یک چیز را بالا می‌‌برد در مقابل آن، دستگاه تلفن ثابت و فکس است وقتی فکس اولین بار آمد اگر یک کسی در خانه‌اش یک دستگاه فکس داشت، هیچ ارزشی نداشت؛ هر چقدر به تعداد کسانی که فکس دارند بیشتر شود ارزشمندی دستگاه فکس بیشتر می‌شود. همین را بیایید در فیسبوک تعداد مشترکین فیسبوک، هر چه بیشتر شود شبکه بزرگتر می­شود؛ پس این ارزش شبکه است که در بلاکچین یک جا کمک می‌کند. Distributed و پنهان بودن خوب است؛ اما مشروط به یک چیزهایی و ارزش شبکه است که بلاکچین را ارزشمند می‌کند.
      • ما در سازمان بورس با cryptocurrency ‌ها به آن مفهوم asset crypto خیلی موافق نیستیم چون بحث ما این است که اگر بخواهم قرارداد future روی آن تعریف کنم یا فوروارد تعریف کنم اول باید asset underline یا کالای پایه درست تعریف شود؛ اگر نشود هم به لحاظ فقهی مشکل دارد هم به لحاظ ارزشمندیش زیر سوال است. اما با بلاکچین موافق هستیم دلیلش این است که من مجمع شرکت‌ها را به صورت الکترونیک روی بلاکچین ممکن است بتوانم پیاده کنم یا انتشار سهام عادی شرکت‌ها را ممکن است با بستر بلاکچین کاراتر عمل کنم.
      • خیلی وقت‌ها می‌گویند دولت چون نمی‌تواند بالای سر قضیه بیاید خیلی خوب است؛ برگردیم ببینیم دولت‌ها برای چه تشکیل شدند دولت‌ها برای این تشکیل شدند؟ دولت­ها حقوق مالکیت دفاع می­کنند. وقتی اینها peer to peer می‌شود، دولت نمی‌تواند رویش احاطه داشته باشد و دادگستری و سازمان بورسش را روی آن سوار کند، لذا خطر هم دارد پس همیشه حذف دولت مزیت نیست.
      • یک عده می‌گویند ما بیاییم در بورس کالا یکسری چیزها مثل دارایی بانک‌ها را توکنایز کنیم (الان چند تا طرح به ما دادند). بعد بیاییم این دارایی‌ها را خارج از نظارت بورس کالا و سازمان بورس peer to peer معامله کنیم؛ من می‌گویم هیچ مزیتی برای این متصور نیستم. بازار سرمایه قدرتش در حراجش است که ده‌ها هزار نفر می‌نشینند تقاضا، ده‌ها هزار نفر عرضه می‌نشینند اگر این را peer to peer کردید معامله کشف قیمتش خیلی ضعیف‌تر و غلط‌تر خواهد بود اینها را دوستان توجه نمی‌کنند.
      • ما در سازمان بورس سه بار در کمیته فقهی cryptocurrency ‌ها را بررسی کردیم بحث را هنوز جمع‌بندی نکردیم اما راجع به بلاکچین هم روی سپرده‌گذاری‌مان و هم بورس‌هایمان داریم کار می‌کنیم، اگر جایی بتوانیم از این مسئله استفاده کنیم قطعا هم به قدرت شبکه اعتقاد و هم به دفاتر توزیع شده اعتقاد داریم اما در یک حدی که اثبات کنیم از روش‌های موجود هزینه‌ها را یا کمتر می‌کند یا سرعت را بالا می‌برد یا منافع بیشتری برای امنیت کشور دارد؛ اگر ما از این سه تا یکی را احراز کنیم قبول می‌کنیم.
      • به لحاظ اقتصادی بحث‌های جدی وجود دارد که اینها نمی‌توانند پول باشند مقالات متعددی نوشته شده است مگر اینکه تمام بانک‌ مرکزی‌های دنیا توافق کنند که بیت‌کوین پول شود عرضه‌اش هم از این حال محدود بیست و یک میلیون با سقف بردارند بگویند مثل بقیه پول‌ها عرضه و تقاضایش در اختیار بانک‌های مرکزی است آن وقت دیگر اسمش بیت‌کوین نمی‌شود، می‌شود دلاری که اسمش را عوض کردیم.

      جناب آقای دکتر نصیری اقدم:
      • من راجع به پول بودن می‌خواستم بگویم که پول بودن یک مفهوم صفر و صدی نیست و بین اقتصاددانان تفاوت دارد که ما چه چیز را پول تلقی کنیم چه چیز را پول تلقی نکنیم سه ویژگی در کتاب‌های درسی آمده است آقای دکتر نوری فرمودند که اگر آن سه ویژگی وجود داشته باشد می‌گوییم پول است اگر نباشد می‌گوییم پول نیست ولی شما نگاه کنید همان سه ویژگی در مورد ریال نیست ولی ما می‌گوییم پول است مثلا of value store نیست ولی می‌گوییم پول است بنابراین صفر و صدی نیست. پول بودن یا پول نبودن هر چیزی می‌تواند کارکرد پول ایفا کند مهم این است که کنه داستان پول چه چیز را تشخیص می‌دهیم یکی از جامعه‌شناس-اقتصاددانان دانشگاه کمبریج یک کتابی نوشتند. مفصل درمورد اینکه پول از اساس چیست بحث کردند و آنجا توضیح دادند که از نظر ما means of payment کارکرد اصلیش است به علاوه money of account بودنش و در واقع از این سه تا ویژگی متعارفی که در کتاب‌های درسی نوشته شده است اصلا سوءتفاهم بود. بنابراین هر چیزی که بتواند کارکرد شمارش پول بودن، پول حسابی بودن، پولی که در دفاتر حسابداری بتوانیم براساسش یک چیزی را ثبت کنیم و امکان پرداخت را فراهم کردن ایجاد کنیم می‌تواند پول باشد منتهی این طور نیست که بگوییم یک چیزی صددرصد پول است و یک چیزی صددرصد پول نیست اصلا این طور نیست ما با range از پول‌ها به لحاظ مفهومی مواجه هستیم خیلی از این پول‌ها هیچکدام به هیچ ارزش ذاتی وصل نیستند پولی که بانک‌ها خلق می‌کنند یک Digital Number است، پول نیست ارزش ذاتی پشتش وجود ندارد ولی همین که من می‌دانم آن Digital Number را اگر وارد کردم می‌توانم از شما این آب را بخرم means of payment مورد استفاده قرار می‌گیرد پس من می‌گویم این پول است بنابراین رمزارزها به طور کلی تا جایی که ابزار پرداخت بودن را فراهم ‌کنند می‌توانند پول باشند.
      • من به شخصه تردیدی ندارم که اینها نظام اقتصادی جهان و نظام پولی را تغییر خواهند داد و Central Authority را کنار خواهند زد. آقای دکتر نوری تلویحا با اشاره به مکتب اتریش این را داشتند توضیح می‌دادند بنابراین نکته اول که می‌خواستم بگویم است که خیلی از اینها کارکرد پولی دارند ببینید شما می‌گویید در دنیا چند تا پول داریم؟ دلار داریم، یورو داریم ولی شما فقط با یکی کشف قیمت اصلی را انجام می‌دهید بقیه رابطه‌اش با آن سنجیده می‌شوند بنابراین اگر یک چیزی بر اساسش فعلا کشف قیمت نمی‌شود ما نمی‌توانیم بگوییم پول نیست چون براساسش کشف قیمت انجام نمی‌شود ما الان دلار را داریم که مبنا است حالا بعدا نمی‌دانیم چه می‌شود ولی پیش‌بینی من این است که به این سمت در آینده می‌رویم که هر شرکتی پول خودش را داشته باشد که آن در داخل پلت‌فرم خودش، ابزار پرداخت است و از طریق تبدیل‌هایی که رویش انجام می‌شود با سایر پلت‌فرم‌ها قابلیت تبدیل پیدا خواهد کرد ولی با یکی از آنها کشف قیمت انجام خواهد شد اینکه با یکی کشف قیمت انجام می‌شود مانع از این نیست که دیگر پول‌ها کارکرد پولی نداشته باشند این مانی‌نست بودن‌شان متفاوت است این نکته اولی که می‌خواستم بگویم شاید بحث بیشتری نیاز دارد درمورد ماهیت پول ما داشته باشیم آن وقت شاید آن چیزهایی که ما اسم‌شان را درواقع برمی‌گردانیم به asset digital و product digital ، اینها درواقع می‌توانند پول تلقی شوند بنا به کارکرد خودشان.
      • نکته دوم که وجود دارد درصدی شما احتمال دهید این نکته درست باشد معنایش این است که ما در آینده سازوکاری به شکل فعلی که بانک مرکزی داشته باشیم نخواهیم داشت و پولی که ایجاد می‌شود درواقع همان نظام اعتباری است ولی اصطلاحا اعتبارش غیرمتمرکز است خود بخش خصوصی این پول را منبسط و منقبض می‌کند متناسب با رشد اقتصادی نه یک Central Authority، آن نیست که تنظیم کننده این است حالا سوال این است که ما اگر این را بپذیریم که این احتمال وجود دارد ولو یک درصد که یک پولی می‌تواند خودش را متناسب با اقتصاد قبض و بسط بدهد البته می‌دانید طرفداران Endogenous Money همین الان معتقدند دارد این اتفاق می‌افتد یعنی بخش خصوصی خودش دارد پول را قبض و بسط می‌دهد بانک مرکزی ناظر منفعل است اما ببینید اگر یک همچین چیزی را بپذیریم آن وقت سوال این است این سنترال‌آثوریتی‌ها چه خواهد شد و ایفای نقش‌شان چه می‌شود؟!
      • نکته سوم، در آینده اگر بخواهیم در یک چیزی اعمال حاکمیت مرکزی کنیم مثل گذشته تاکنون اعمال حاکمیت و رگولاتوری از دور میسر نخواهد بود یعنی شما بیرون گود بنشینید بگویید که من یک ابزارهایی دارم که اینها را بازی می‌دهم این ابزارها می‌روند در دور رفتار شما را تغییر می‌دهند، شدنی نیست؛ بلکه اعمال حاکمیت با حضور میسر است یعنی شما باید جزو بازیگران باشید. قبلا دولت داور بود اما الان اگر بازیگر نباشد بازی از دستش خارج خواهد شد.
      • نکته چهارم برای اینکه بخواهیم اعمال حاکمیت به نحوی بکنیم(ما الان در یک نقطه گذار قرار داریم) داریم می‌رویم به سمت اینکه یک روزی اینها decentralize شوند و کاملا Distributed، متنهی تا آنجا ما با بلاکچین‌های خصوصی‌ مواجه هستیم و در آنجا می‌توانیم بیاییم از این ظرفیت استفاده خیلی خوب کنیم می‌توانیم مالیات‌ستانی‌مان، می‌توانیم نظام بورس‌مان را، همه اینها را می‌توانیم شفاف کنیم بدون اینکه نیاز باشد یک currency آنجا وجود داشته باشد پروتکلی که نوشته می‌شود در واقع کار آن currency را می‌کند. متنهی ما شاید دل‌مان نخواهد فعلا آن currency خودمان را از دست بدهیم ولی چه بسا به آینده‌ای فکر کنیم که اعمال حاکمیت با حضور در فضا decentralized خواهد شد چه بسا بهتر شود که الان در طراحی آن پروتکل‌های که این کوین‌ها می‌توانند منتشر شوند مشارکت فعال کنیم و بگذاریم اینها شکل بگیرد در بورس‌مان، در مالیات‌مان، در گمرک‌مان و اینها که شکل بگیرد مردم هم این یادگیری را داشته باشند می‌توانیم انتظار داشته باشیم یک دفعه جانخوردیم.

      جناب آقای دکتر پاداش:
      • اصل ماجرا را ما باید از دو منظر ببینیم یک منظر این است که آیا اساسا دولت‌ها چاره‌ای دارند از به رسمیت شناختن واحدهای پولی جدید؟ و اینکه کشورها در مقام یک نهاد مرکزی می‌توانند نقش ایفا کنند یا خیر؟ یعنی یک زمان است من به عنوان دولت دارم نقش خودم را تعریف می‌کنم یک زمان هم است که نه اساسا بازیگران این پلت‌فرم‌ها، اساسا کاری به دولت ندارند. ماهیت این رمزارزها کنار گذاشتن دولت‌ها است. Facebook money‌ مبارزه‌ی بخش خصوصی و مبارزه‌ی کارآفرینان است مبارزه‌ی پلت‌فرم‌ها است برای کنار گذاشتن آن authority دولت­ها. پس دقت بفرمایید مثلا وقتی بانک مرکزی‌های دنیا از جمله Federal Reserve را آقای دکتر نوری اشاره کردند، دغدغه‌اش این است که آیا من این را به عنوان یک بیزنس بپذیرم یا به عنوان یک پول بپذیرم؟ اگر به عنوان یک پول بپذیرم آیا می‌توانم بگویم که همچنان که چاپ پول می­کنم بگذارم چاپ کوین هم انجام شود یا خیر؟ چالشش این است آیا من این را به رسمیت بشناسم؟ این چالش اساسی‌اش است خب از دو منظر در ادبیات اقتصاد به این موضوع می‌شود نگاه کرد یعنی از نگاه دولت و یک نهاد مرکزی دو تا مکتب که مکتب اتریش را مثال زدند خب مکتب اتریش اصلا غایتش کنار گذاشتن هر گونه authority دولت است از جمله در حوزه پول که اشاره شد.
      • از منظر نهادی پروفسور راجر کامونز ابتدای قرن بیست میلادی و بین دو جنگ جهانی می‌گوید که اقتصادها از دست دولت‌های مرکزی رها شدند به سمت شرکت‌ها در حال حرکت است. و الان حقیقت این است که اقتصادها نه دست دولت‌ها هستند و نه دست شرکت‌ها بلکه دست پلت‌فرم‌ها هستند.
      • بیزنس‌ها روی این پلت‌فرم‌ها تعریف می‌شوند؛ بیزنس‌مدل‌ها حائز اهمیت می‌شوند در این پلت‌فرم‌ها اساسا حتی شرکت‌ها هم که ما راجع به فیسبوک می‌گوییم انقدر جمعیت دارد تمام موفقیت و تمام آن authority‌اش سر این بیزنس‌مدلی است که طراحی کرده است که آن یک دانش پنهان و یک دانش انحصاری است. اتفاقا یکی از چالش‌های اساسی که ما قبلا داشتیم اگر در ابتدای قرن بیستم هم فکر می‌کردیم مثلا شرکت‌های بزرگ انحصاری توسط دولت‌ها شکل می‌گیرند حالا این انحصارات توسط بخش خصوصی قدرتمند شکل می‌گیرد که اساسا دولت در شکل‌گیری آن نقشی ندارد. تنها هنر دولت در این فضا یک به رسمیت شناختن Recognition است دو هنر مقررات‌گذاری که چقدر بتواند خودش را با این تحولات هم‌گام کند و به همین دلیل ادبیات رگتک در دنیا مطرح است.
      • در ادبیات نهادگرایی از نوع کامونز، طبیعتا این انحصارات بزرگی که شکل گرفته است این پلت‌فرم‌ها که ماهیت انحصاری هم پیدا می‌کنند، خودشان این رگولیشن را به دولت دیکته می‌کنند پس حتما دولت یک نقش منفعل خواهد داشت. یک نظام اقتصادی است که اساسا از دست دولت فراری است.

      جناب آقای دکتر کلانتری:
      • یک سوالی از آقای دکتر نصیری بحث‌شان جالب بود، یک بحثی را مطرح کردید و یک پیش‌بینی از شرایط را ارائه دادید یعنی در آن چارچوب پیش‌بینی که ارائه دادید فکر می‌کنید وضعیت ما چه می‌شود و آرایش نهادهای اقتصادی کلاسیک در حوزه اقتصاد چه خواهد شد از این هم ادراکی دارید یا در واقع تصویری از آن دارید؟

      جناب آقای دکتر نصیری اقدم:
      • یک زمانی سکه رایج بود ولی بعدا از بین نرفتند ولی حاشیه شدند مثالش را جناب آقای دکتر فیروزآبادی فرمودند مثل رسانه، رسانه از بین نرفته است رسانه دولتی وجود دارد ولی دارد به حاشیه می­رود. من فکر می‌کنم که نهادهای مرکزی ما خواه ناخواه تغییر کارکرد می‌دهند با این ترتیبی هم که الان داریم در نهادهای مرکزی‌مان واکنش نشان می‌دهیم واقعا داریم ضعیف با این موضوع برخورد می‌کنیم حالا بایستیم ببینیم در آینده چه می‌شود و بعد تکلیف‌مان را روشن کنیم طبیعی است که او می‌آید و ما را می‌برد من فکر می‌کنم این نهادهای ما اگر باقی بمانند در آینده حاشیه خواهند بود و درواقع کارکردهای اصلی در حوزه پول، در حوزه جذب منابع، از نهادهای مرکزی خارج می‌شود.

      جناب آقای دکتر نوری:
      • به منظور پاسخ به پرسش جناب آقای دکتر فیروزآبادی باید عرض کنم که نگاه‌های اکثر کشورها این طور بود که در سال‌های ابتدایی نگاه بی‌تفاوتی و اینکه این مهم نیست و این تاثیر ندارد داشتند. الان بیشتر نگاه محافظه‌کارانه دارند. وقتی جلو آمدند دیدند مخصوصا سال 2013 یک شوک قیمتی آن زمان داشتیم یک تاثیری آنجا داشت در خود امریکا یک داستانی تحت عنوان Silk Road بود که از این رمزارزها برای مقاصد دیگری استفاده می‌شد که آمدند و فرد را پیدا کردند و زندانی کردند. لذا پس از آن دولت آمریکا به طور جدی سرمایه‌گذاری خاصی در حوزه قانون‌گذاری کرد.
      • نوع سیاست‌گذاری‌شان هم این است که جلوی نوآوری را نمی‌گیرند همین لیبرایی که من عرض کردم. این طور نبود که کامل بگویند ممنوع، گفتند باید در یک چارچوب برود و مجوز بگیرد.
      • یک بحثی که خیلی مهم است اینجا هم توجه نمی‌شود بحث chain analysis است یعنی خود امریکا آمد یکسری شرکت‌هایی را ایجاد کرد مثل cipher trace، مثل chain analysis اینها چه کار می‌کنند؟ چون رمزارزها اکثرا روی بستر Blockchain هستند و transparency وجود دارد و traceable است( با اینکه می‌گوییم در بسیاری از جاها فرستنده و گیرنده مشخص نیست ولی خیلی از coin‌ها اگر public باشند واصطلاحا coin privacy نباشد مثل Monero و Zcash،) می­توان روی تراکنش­ها تحلیل انجام داد. یعنی با استفاده از Machin learning، هوش مصنوعی و روش­های دیگر آدرس­ها را شناسایی می­کنند. دولت آمریکا چندین میلیون دلار به همین شرکت‌ها پول داده است حتی سال پیش روی coinprivacyها یک پول مجددی برای تحلیل آنها پرداخت کردند.
      • به علاوه برای آنکه بر روی قیمت bitcoin بتوانند تا حدی اثر بگذارند آنرا در بورس بردند و برایش قرارداد فیوچر درست کرده­اند؛ در حوزه Node ها، جالب است که بسیاری از نودها و بسیاری از از Exchange ها در خود امریکا است.
      • یک بحثی است که FATF،G20 و خیلی از کشورها الان به این سمت دارند می‌روند و خود FATF دنبال این است که یک KYC به شدت قوی اعمال کنند؛ هم در حوزه کسب و کارهایی که قرار است در این بستر بیاید و هم Exchange ها به صورت خاص باید KYC جدی انجام دهند.
      • این درست است که رمزارزها و بلاکچین در ابتدا هدفش Decentralization و Democratization بود. یعنی در اقتصاد و کل دنیا این فلسفه ماکسیمالیستی و لیبرتالین و بحث‌های همین اتریشی­ها مطرح بود ولی قدرت نهادهای مرکزی را نباید دست کم بگیریم؛ به نظرم در حال حاضر شاهد یک دوران گذاری هستیم؛ در آینده می‌توانیم به جایی برسیم که بگوییم خیلی از این نهادها نیستند ولی ما بالاخره یک دوران­گذاری داریم و الان هم ما در همان دوران گذار هستیم و باید برای آن دوران سیاست‌گذاری کنیم و اگر قرار است ده سال بعد پانزده سال بعد تاثیرگذار باشیم باید آینده پژوهی انجام دهیم الان بیاییم بذرش را بکاریم.
      • الان قطعا یک دعوایی می‌شود بین centralizedها و decentralizedها و استحاله شدن، من یک مثالی که بزنم همین Private Blockchain چطوری به وجود آمد؟ اول public بود Private Blockchain مثل Hyperledger است که بسیاری از شرکت‌ها و بانک­های مختلف آنجا سرمایه‌گذاری کردند.

      جناب آقای دکتر نصیری اقدم:
      • ببینید نکته ما این است که فارغ از جزئیات، ما داریم راجع به تغییر پارادایم صحبت می‌کنیم و این تغییر پارادایم را نمی‌توانیم در چارچوب پارادایم فعلی‌مان حسش کنیم. همین را آقای کامونز که آقای دکتر پاداش به عنوان مبانی تئوری دولت و نهاد و حکمرانی صحبت کردند سالیان سال مغفول بود و اصلا کسی قبولش نداشت ولی راجع به پارادایم دیگری فکر می‌کرد فقط دوره بین دو جنگ جهانی نهادگرایان قدیم فعال بودند بنابراین حالا الان زمینه تکنولوژی ایجاد شده است که ما داریم می‌فهمیم آن فرد آن زمان داشتند چه تصور می‌کردند و چه فکر می‌کردند بنابراین خواهش می‌کنم بیاییم ببینیم این پارادایم جدید چیست.
      • الان این تکنولوژی که آمده است در آن مشکلاتی وجود دارد ولی تکنولوژیست‌ها در پارادایم جدید بیکار ننشستند آمدند و دارند برایش راه‌حل می‌دهند و این راه‌حل‌ها ایجاد خواهد شد و شما در منحنی تکنولوژی که نگاه کنید این در پنج سال ده سال آینده می‌آید جای خودش را باز می‌کند.
      عناوین نشست ها : رمزارز و تحولات ایجاد شده در اثر آن بر جهان و ایران
      سخنرانان : آقایان دکتر کلانتری، دکتر نوری، دکتر شاپور محمدی، دکتر نصیری اقدم، دکتر پاداش
      مخاطبان:
آدرس: تهران، میدان آرژانتین، خیابان بیهقی، نبش خیابان شانزدهم غربی، پلاک 20
کد پستی: 1515674311
تلفن: 86121084
پست الکترونیک: csri@majazi.ir