• کرونانوشت/ کرونا؛ فرصتی برای احیای طبیعت

      کرونانوشت/ کرونا؛ فرصتی برای احیای طبیعت

      کرونانوشت/ کرونا؛ فرصتی برای احیای طبیعت

      عجیب است که کار انسان و طبیعت به جایی کشیده که حیات یکی با مرگ دیگری ممکن می‌‏شود. البته میانه این دو سال‏‌هاست که به‌هم خورده اما با وقوع یک بیماری پاندمیک این بحران بیش از هر وقت دیگری به چشم می‌‏آید.

      واقعیت این است که از یک زاویه ورود انسان به طبیعت خود یک وضعیت استثنایی به نظر می‏‌رسد. انسانی که با آمدنش به نام «اشرف مخلوقات» معرفی شد تا آنجا که فرشتگان بر او سجده کردند. پس از هبوط آدم(ع) بر زمین این امتیاز انسان بر دیگر مخلوقات زمینه پدید آمدن دوگانه تاریخ و طبیعت شد. ادیان ابراهیمی با طرح سحرزدایی یا افسون‏‌زدایی از طبیعت استعلای انسان را استمرار بخشیدند و راهنمای او در مسیر غایت الهی‌‏اش بودند. به‌رغم آن‌که ظهور ادیان آسمانی انسان را از بند بُت‏‌های طبیعت رهاند و مخلوقات را مُسخر او قرار داد اما حفظ حرمت آنان را بر او واجب کرد. در واقع هنوز آن دوگانه پدیدار نشده و در عین امتیاز انسان بر مخلوقات، خلقت هنوز به طبیعت تنزل نیافته است. این مدارا و دوستی انسان و دیگر مخلوقات در ساحت دین و هنر همچنان پابرجاست. در هنر قدیم نیز به رغم آن که طبیعت ماده اثر هنری است ولی این مدارا آشکار است. طبیعت در خدمت هنر صورتی نو می‏‌یافت اما هرگز از او هتک حرمت نمی‏‌شد.
      با ظهور سوژه مدرن است که با تبدیل تاریخ به یک سیر خطی پیشرفت، طبیعت زیر گام‏‌های انسان له شد تا راه همواری برای رسیدن او مقصد باشد. این راهی بود که از کارگری ملکوت خداوند و شناخت مشیت او در قانون طبیعت آغاز شد و در اراده معطوف به قدرت پایان یافته است. ظهور تام این اراده در تکنولوژی است. تکنولوژی آنچنان که هنر با طبیعت می‏ساخت اهل نوازش نبود. تکنولوژی بنا بود به مدد عقلانیت ابزاری و محاسبه‏پذیر کردن امور، جهان در تاریکی فرورفته مسیحی را روشن کند اما از آنجا که انسان خود را در آینه اراده معطوف به قدرت می‏شناخت اِعمال این قدرت ضرورتی انکارناشدنی در راه شناخت انسان از خویش شد تا آنجا که رؤیای آرمان‌شهر رُنسانسی که در پرتو هنر پدیدار شده با تکنولوژی به دیستوپیای کنونی بدل شده است.
      این گونه به نظر می‏رسد که جنبش‏های محیط‌زیستی، احزاب سبز و مدافعان طبیعت درصدد نجات آن هستند اما تلاش نافرجام تنها گامی کوچک برای مهار تکنیک یا همنوعان مسحور تکنیک خویش است. فیلم‏‌های دیستوپیایی هالیوود که روز‌به‌روز بر شمار آن‌ها افزوده می‏‌شود اگر نگویم همگی غالباً دست آخر انسان قهرمانی را به تصویر می‏‌کشند که از پس تکنولوژی برآمده و از پس جهانی ویرانه سربرآورده است. چه آن زمان که با تکنولوژی طبیعت وحشی را مهار می‏‌کرد و چه اکنون که عنان تکنولوژی از دستانش دررفته، باز هم این نهایتاً انسان است که در پایان ماجرا فاتحانه به فراز ایستاده است.
      فرضیه‏‌های مختلفی درباره منشأ ویروس کرونا وجود دارد. برخی زیست‏‌شناسان پیدایش بیماری‏‌ها از جمله کرونا را پیامد جنگل‎زدایی، کشاورزی صنعتی و صنایع غذایی وابسته به آن می‏‌دانند. عده‏‌ای از سیاست‌مداران و محققان حوزه بیوتکنولوژی آزمایشگاه‏‌های تحقیقاتی بیوتروریسم را سرمنشأ پیدایش این ویروس دانسته و اغراضی سیاسی و اقتصادی را در پس آن می‏‌جویند. گروهی دیگر از دانشمندان برآنند که حیوانات عامل انتقال این بیماری به انسان هستند و بازار فروش حیوانات وحشی در ووهان و خفاش‏‌های عرضه شده در آن را نقطه آغاز شیوع کرونا است. هنوز به درستی روشن نیست که کدام یک از این فرضیه‏‌ها یا حتی فرضیه‏‌هایی دیگر عامل پیدایش کروناویروس است اما یک چیز در میان همین فرضیه‏‌های موجود مشترک است و آن این است که تمامی آن‌ها حاصل دستکاری انسان و خروج از حدود و نحوه مواجهه با طبیعت است.
      با شیوع پاندمی کرونا تقلای بی‏‌وقفه بشر برای تصرف و انهدام طبیعت لختی آرام گرفته است. گزارش‏‌های زیادی از اقصی نقاط جهان مخابره می‏‌شود که نشانه بازگشت طبیعت است. کاهش محسوس آلودگی هوا در شهرهای صنعتی به دلیل توقف حمل و نقل و تولید کارخانجات (به‌طور مثال در ووهان و بسیاری از شهرهای امریکا)، کاهش انتشار گازهای گلخانه‏‌ای با لغو پروازهای خطوط هوایی و محدودیت شدید حمل و نقل، کاهش آلودگی مناطق اکوتوریستی و سواحل با توقف صنایع گردشگری و کشتی‏رانی، بازگشت شغال‏‌ها به خیابان‏‌های سان‏فرانسیسکو، نمایان‌شدنِ گراز مادر و توله‏‌هایش در برگامو ایتالیا، تسخیر شهر توسط بُزهای سنتی ساندینیو در غرب ولز، آمدن قوها به کانال ونیز گوشه‏‌ای از اتفاقاتی است که با ایستادن چرخ سرمایه‏‌داری برای طبیعت افتاده است. حتی اگر انسان را از وجه طبیعی در نظر آوریم کاهش مرگ و میرهای ناشی از آلودگی هوا، استرس کار در شهرهای بزرگ، تصادفات جاده‏‌ای و ... را هم می‏‌توان بخشی از روند بازگشت طبیعت برشمرد.
      تمامی این اخبار حکایت از آن دارد که اگر انسان قدری درنگ کرده و طبیعت را به حال خویش واگذارد، طبیعت خود از عهده خویش برمی‏‌آید و نیازی نیست ما برای نجات حیوانات از خطر انقراض به یاری آن‌ها بشتابیم. اما آیا به راستی انسان می‏‌تواند دست از «کار» بکشد؟
      هگل کار را «میل مهار شده» می‏‌داند. میل منشأ فروغلتیدن انسان در افسون طبیعت است. آنچه که میل را مهار می‏‌کند شکل‏‌دهی به اشیاء و محاسبه‏‌پذیر کردن طبیعت است. این «کار»ی است که آگاهی بر عهده می‏‌گیرد و با ارتقاء انسان به مرتبه ارتباط با امر کلی او را برمی‏‌کشد و این گونه تاریخ و فرهنگ پدید می‏‌آید. در واقع این رسالت آدمی است و حرفه هرکس محمل از آن خود کردن طبیعت از طریق مهار و شکل‏‌دهی و نظم‏‌بخشی به طبیعت است. مارکس نیز تصور می‏‌کرد علم و تکنولوژی ابزار یگانگی انسان با طبیعت از مجرای کار است و تنها با نابرابری در توزیع ابزار تولید مبارزه می‏‌کرد. انسان مدرن تا آنجا که مدرن است هرگز دست از رسالت خویش که ضمانت رستگاری اوست برنخواهد داشت. افزون بر این باید به این دقیقه نیز نظر داشت که در شرایط امروز درآوردن لقمه نانی برای بقای نوع بشر آن‌چنان در چارچوب سرمایه‏‌داری با گردش چرخ صنعت و سرمایه گره خورده است که آدمی بیم آن دارد که اگر با کرونا مرگ به سراغ او نیاید فقر ناشی از توقف تولید جهانی او را خواهد کشت. از این رو نمی‏‌توان تصور کرد با شیوع یک بیماری عالم‏گیر چون کرونا نیز چه پیش خواهد آمد و چه آینده‏‌ای در انتظارمان خواهد بود.
      کرونا فقیر و غنی نمی‏‌شناسد و همه را دربرمی‏‌گیرد. این شاید اگر استمرار داشته باشد مجالی بیشتر برای بازگشت طبیعت را فراهم آورد. آن وقت می‏‌توان قضاوت کرد که آیا با ایستادن چرخه سرمایه‏‌داری انسان از گرسنگی خواهد مرد یا این چرخه طبیعت یا بهتر بگویم خلقت است که به رغم نامهربانی‏‌های بشر خود را بازمی‏‌یابد و دوباره ما را از سر مهر در آغوش می‏‌گیرد.
      اما برای ما که پیش از این کمتر و اکنون(در قرنطینه) بسیار بیش از گذشته در سیطره رسانه‏‌های فراگیر و جهان مجازی قرار گرفتیم فهمیدن آنچه در واقعیت در حال رخ‌دادن است به آسانی ممکن است. آیا ما می‏‌دانیم به هنگامی که ما در قرنطینه خانگی و در حال غوطه‌خوردن در شبکه‏‌های اجتماعی و اینترنت سرگرم کوشش بیهوده تشخیص راست و دروغ واقعیت هستیم چه کسانی در جهان واقعی آزادند؟
      اگر کرونا را یک اقدام بیوتروریستی بدانیم چه بسا که سرمایه‏‌داری با شیوع آن به دنبال احیاء خویش باشد. افزایش جمعیت به ویژه پیران و بازنشستگان در کشورهای توسعه‏‌یافته بار اضافی بر روی دوش کارسالاران جهانی و نظامات تأمین اجتماعی است. کشورهای در حال توسعه و توسعه‏‌نیافته امکانات کمتری در حوزه بهداشت، درمان، غذا و دارو برای دفاع از مردمان خویش در برابر چنین بیماری گسترده‏‌ای دارند و طبعاً با افزایش آمار مرگ و میر و تضعیف دولت‏‌ها در این کشورها زمینه ِاعمال قدرت بیشتر بر آن‌ها و تملک منابع، سرزمین‏‌ها و نیروی انسانی فراهم خواهد شد. با کاهش جمعیت جهانی و تضعیف دولت‏‌های ملی زمینه برای حضور گسترده «سرمایه‏‌داری فاجعه» پدید می‏‌آید و هرچند با شیوع کرونا انباشت سرمایه مدتی به تأخیر افتاد اما در عوض فرصتی نو برای چپاول ملت‏‌ها، خلق سرمایه‏‌های چندین برابر و یورش دوباره به آنچه از طبیعت باقی مانده مهیا می‏‌شود.

      نگارنده: علیرضا بلیغ (دانشجوی دکتری فلسفه علم و فناوری پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)
      تهیه شده در گروه مطالعات فرهنگی و اجتماعی پژوهشگاه فضای مجازی



      نظر کاربران
      نام:
      پست الکترونیک:
      شرح نظر:
      کد امنیتی:
       
آدرس: تهران، میدان آرژانتین، خیابان بیهقی، نبش خیابان شانزدهم غربی، پلاک 20
کد پستی: 1515674311
تلفن: 86121084
پست الکترونیک: csri@majazi.ir