• بهره‌گیری از فناوری های نوپدید دیجیتالی و اثرات زیست‌محیطی

      بهره‌گیری از فناوری های نوپدید دیجیتالی و اثرات زیست‌محیطی

      بهره‌گیری از فناوری های نوپدید دیجیتالی و اثرات زیست‌محیطی

      تحول دیجیتال این پتانسیل را دارد که به مواردی چون کاهش انتشار گازهای گلخانه ای، مدیریت و استفاده درست منابع محدود انرژی، کمک کند و همزمان جلوی رشد اقتصادی کشورها هم گرفته نشود، اما باید توجه داشت که در این مسیر، مقوله تحول دیجیتال به تنهایی نمی تواند، به‌عنوان یک ناجی ایفای نقش کند، ابتدا بایستی موانع مهم آن برطرف شود؟!

      گذار به یک دنیای پایدار، بی شک یکی از آرزوهای دیرینه بشری است، که امروزه به‌عنوان بخشی از موضوع پیامدهای اجتماعی بین انقلاب های صنعتی، خصوصا در آستانه گذار به انقلاب صنعتی چهارم مطرح و جامعه بشری به روی آن متمرکز گردیده است. هر چند که در آستانه این مهاجرت، همچنان موضوعات بسیار مهمی چون مهارت ها ، اشتغال ، اعتماد به کاربست فناوری ها و ارزش های مشترک حاصله از آن فناوری ها مطرح است، اما بیش از هر چیزی، امروزه، کاهش انتشار گازهای گلخانه ای ، مدیریت و استفاده درست منابع محدود انرژی مد نظر است. تحول دیجیتال این پتانسیل را دارد که به این موارد کمک کند و همزمان جلوی رشد اقتصادی کشورها هم گرفته نشود، اما باید توجه داشت که در این مسیر، مقوله تحول دیجیتال به تنهایی نمی تواند، به‌عنوان یک ناجی ایفای نقش کند، ابتدا بایستی موانع مهم آن برطرف شود ؟!

      در همین راستا، با وجود دسترسی متفاوت به انواع فناوری های نوپدید[1]، انسان امروزی توانسته، مرزی بندی مشخصی را بین شاخص های رشد اقتصادی ، رشد انتشار گازهای گلخانه ای و میزان مصرف منابع انرژی ایجاد کند.روند تاریخی در این حوزه[1]، حاکی از آن است که به ازای هر یک درصد افزایش در تولید ناخالص داخلی[2] ، انتشار [3]CO2 تقریباً 0.5 درصد و میزان مصرف منابع انرژی هم 0.4 درصد افزایش می یابد. مطابق با گزارش شرکت اکسنچر [2] شیوه های تجاری فعلی جهانی، به شکاف جهانی 8 میلیارد تنی بین عرضه و تقاضای منابع طبیعی تا سال 2030 می شود که سبب از دست رفتن 4.5 تریلیون دلار رشد اقتصادی جهانی تا سال 2030 می شود.

      به همین دلیل در بیست و یکمین کنفرانس سازمان ملل متحد (COP21[4]) در دسامبر 2015 ، جامعه جهانی به یک توافق قانونی و الزام آور جهانی در خصوص آب و هوا دست یافت و هدف از این توافق، کمک به کاهش گرمایش زمین تا 2 درجه سانتیگراد بوده است و امروزه خیلی از کشورهای صنعتی عضو این سازمان در تلاش برای کاهش دمای 1.5 درجه سانتیگرادی در قیاس با دوران قبل صنعتی شدن؛ هستند [3] اما واقعیت این است که عملیاتی سازی چنین تعهدی، اصلا کار ساده ای نیست، خصوصا در این سال ها که عمده کشورهای دنیا، توامان درگیر بحران اقتصادی و پاندمی کوید19 هستند.

      حال در چنین زیست بومی، سوال این است که با افزایش فشار جوامع قانون گذار جهانی بر دولت ها و حاکمیت ها به منظور کاهش میزان مصرف منابع محدود انرژی و نیاز فوری به کاهش انتشار گازهای گلخانه ای، فناوری های نوپدید و مقوله تحول دیجیتال، چگونه می تواند به جامعه جهانی در رسیدن به این هدف پایدار زیست‌محیطی کمک کند. و آیا در این خصوص، می توان پاسخ را در موارد به شرح زیر جستجو نمود ؟!

      تقویت پایداری (تاب آوری) محیط زیست از طریق دیجیتالی شدن[5]

      برای یافتن راهکار مطلوب، می توان جواب را در این سوال یافت که تحول دیجیتالی صنایع در افق انقلاب صنعتی چهارم چه نقشی در مواجهه با این چالش (کربن زدایی و همزمان حفظ توسعه اقتصادی) می تواند داشته باشد؟ آیا می توان گفت که فناوری های نوپدیدی چون هوش مصنوعی و امثالهم می توانند ابتکارات دیجیتالی و فرصت های بدیعی را برای جامعه بشری در خصوص کمک به کربن زدایی و توامان نگهداشت اقتصاد جهانی ارائه دهند، پاسخ دقیق به این سوال بسیار مشکل است چون هنوز اکثر دولت ها و حاکمیت های دنیا در این خصوص خط مشی های دیجیتال[6] خود را وضع و ارائه ننموده اند و حتی با فرض تدوین چنین خط مشی هایی، پیاده سازی آن خط مشی ها ، کار پیچیده است چرا که:
      • موضوع حل مسائل زیست‌محیطی عمدتا یک اغراق بزرگ در خط مشی های زیست‌محیطی است، خصوصا خط مشی هایی که به شیوه های فناورانه و دیجیتال بخواهند راه حل ارائه دهند. عمده خط مشی های تنظیم شده وقتی به مرحله اجرایی می رسند، توانایی یا منابع لازم برای اتمام کار را ندارند، لذا یا رها می شوند و یا نیمه کاره باقی می مانند، خصوصا در مسائل و نیازمندی های زیست‌محیطی که پیچیدگی های بسیاری دارد و عمدتا گره خورده به مسائل مالی و اقتصادی کلان کشورهاست.
      • از مشکلات دیگر در زمینه های اجرای خط مشی های محیط زیستی، عدم توافق بر سر مشکل است، جایی که بر سر مشکل توافق کلی ای یا چاره دیگری وجود نداشته باشد، لذا در این شرایط چطور و چگونه به تنهایی می توان از خط مشی های تنظیم شده زیست‌محیطی انتظار حل مسائل را داشت در حالی که بخش های مختلف همچنان بر سر مسائل اولیه اختلاف نظر دارند، نمونه مشهود آن را می توان در اختلاف نظرهای شرکت های خودروسازی و سازمان‌های محیط زیست و استاندارد جستجو نمود.
      • یک مشکل ذاتی و بسیار مهم دیگری هم با نام دخالت ذهنیت در تفسیر وجود دارد، جایی که نهادهای مختلف دولتی و حاکمیتی گزارش های زیست‌محیطی را به شیوه های مطلوب سازمان خود، تفسیر می کنند و خروجی ها، عمدتا تحت تاثیر نظرها و خواستگاه های مدیران ارشد آن سازمان هاست.
      • محدودیت های ذاتی، یکی از اساسی ترین مشکلات در اجرای خط مشی های زیست‌محیطی است، به دلیل پر اهمیت بودن موضوع و تاثیرات مستقیم تدوین و اعمال خط مشی های دیجیتال بروی زیست بوم انسانی و حیوانی، نمی توان به راحتی و بدون در نظر گرفتن عواقب بکارگیری و بهره برداری فناورانه آن، در محیط های واقعی، چنین آزمایش هایی را انجام داد. زیرا ما به طور دقیق، نمی دانیم که تمام عوامل را در یک وضعیت واقعی تحت کنترل داریم یا خیر؟
      • یکی دیگر از مشکلات در این خصوص، پیچیدگی رفتار بشر است، جایی که در خیلی از موارد حتی موفق از اجرای خط مشی های زیست‌محیطی، دیده شده است که در ادامه و امتداد مسیر، دیدگاه ها به دلایل متفاوت و بعضا شناخته شده ای، تغییر جهت داده و مسیر موفقیت اجرای خط مشی های زیست‌محیطی را با بحران مواجه نموده و از همه مهمتر، این است که نمی توان موارد انحراف را به طور دقیق شناسایی و پیش بینی نمود. چرا که مسائل اجتماعی، معمولا پیچیده تر از آن هستند که پیش بینی های فناورانه هم بتوانند، آنها را شناسایی نمایند.
      در جمع بندی این بخش بایستی چنین گفت که تجزیه و تحلیل خط مشی، فعالیتی است که برای آن نمی توان دقیقا برنامه ثابتی را ایجاد و پیش بینی نمود تا در مراحل مختلف خط مشی گذاری، بتوان از انحرافات جلوگیری و یا آنها را کنترل نمود، اما امروزه به لطف فناوری های نوپدید نظیر فناوری نسل پنجم مخابراتی[7] در ترکیب با فناوری های دیگری چون، هوش مصنوعی و دستیارهای هوشمند، الگوها و مدل های نوپدیدی بوجود آمده است که می توان برای مسائل زیست‌محیطی همزادهای دیجیتال[8] را طراحی نمود که امروزه در خیلی از مسائل زیست‌محیطی، خصوصا در خصوص مقوله مواجهه با بحران کم آبی، دولت های پیشرو از این فناوری بهره جسته اند.
      اما همانطور که در ابتدای متن اشاره شد، قبل اینکه بخواهیم به این سوال پاسخ دهیم که آیا تحول دیجیتال می تواند پاسخگوی دقیق و تمام و کمال مسائل و نیازمندی های زیست‌محیطی باشد یا خیر؟ به این موضوع اشاره شدکه قبل تر از آن، مسائلی دیگری باقی مانده است که بایستی به آنها رسیدگی شود و با توجه به محدودیت اجرای خط مشی که در بالا به برخی از آنها اشاره شد، چگونه می توان برای آنها راه حلی را پیدا نمود. به‌عنوان مثال، آلودگی 26 میلیارد تن متریک از انتشار گاز CO2 تنها به سه صنعت مهم بر می گردد که عبارتند از صنعت برق با سهم 15.8 میلیارد تنی، صنعت لجستیک با سهم 9.9 میلیارد تنی و صنعت خودرو با سهم540 میلیون تنی، خوب سوال غیر فناورانه این است که چگونه می توان این صنایع را مجاب به رعایت مسائل زیست‌محیطی نمود در حالی که زیرساخت‌های این صنایع در کشورهای مختلف بسیار متفاوت و با استانداردهای گوناگون است. در بخش برق، اگر برنامهریزی و مدیریت داراییهای هوشمند و یکپارچهسازی سیستم های ذخیرهسازی انرژی جهانی مطابق با برنامه های جهانی پیش رود، تخمین زده می شود که تا سال ۲۰۲۵ معادل ۸.۸ میلیارد تن متریک از انتشار گاز CO2 جلوگیری شود و این معادل ۴۱۸ میلیارد دلار ارزش جدید اقتصادی برای جامعه جهانی است. که عمده این برنامه ریزی ها و اعمال شیوه های مدیریت نوین مصرف انرژی، مرتبط به بهره‌گیری فناورانه و پایدار دیجیتالی است که در گزارش «[9]GeSI» به طور مفصل به آنها اشاره شده است. طبق این گزارش فناوریهای دیجیتال پتانسیل معکوس کردن این روند «رشد بالای کربن » را دارند و مزایای اجتماعی و اقتصادی ناشی از بهره‌گیری و استخدام خانواده فناوری اطلاعات و ارتباطات در صنایع و دولت ها، سبب کاهش چشمگیر تولید گاز CO2 می شود.

      تاثیر زیست‌محیطی بهره‌گیری از فناوری های نوپدید دیجیتالی

      با این حال، برای تحقق پتانسیل کامل تحول دیجیتال، تعدادی از چالش ها باید مورد توجه قرار گیرند. که از مهمترین آنها می توان به تأثیرات زیست‌محیطی ناشی از بهره‌گیری خود فناوری های دیجیتال اشاره نمود. در این سال ها، موضوع بهره‌گیری از فناوری زنجیره بلوکی[10] و تاثیر مستقیم آن بر مصرف انرژی، چالش های جدی ای، غیر از مسائل مالی و اقتصادی برای کشورهای مختلف دنیا بوجود آورده است و یا از دیگر مثال های مطرح در این حوزه بایستی به زبالههای الکترونیکی که در حال رشد هستند؛ اشاره نمود. آلودگی ای که ضروت آن برای محیط زیست کمتر از آلودگی های هسته ای نیست. بر اساس یکی از مطالعات زیست‌محیطی انجام شده در سازمان ملل، 40 میلیون تن زباله الکترونیکی در سال 2014 تولید شده است که از این میان بیشتر سهم، مربوط به دو کشور آمریکا و چین، هر کدام معادل 6 میلیون تن، بوده است[4].

      عمده نگاه های دنیا معطوف به میزان تولید گازهای گلخانه های در مجموعه گاوداری هاست، این در حالی است که هنوز گزارش رسمی از میزان آلودگی حاصله از مراکز داده[11] ارائه نشده است و این مراکز نیز به دلیل مصرف انرژی بالا و بهره‌گیری از سیستم های خنک کننده ناکارآمد، به میزان قابل توجهی در انتشار گازهای گلخانه ای نقش دارند. مراکز داده در حال حاضر 1.5 تا 2 درصد از برق جهان را مصرف می کنند و با نرخ سالانه 12 درصدی در سرتاسر دنیا در حال رشد هستند. بر اساس پیش بینی های بخش محیط زیست سازمان ملل، پیش بینی می شود تا سال 2030 به میزان 140 میلیارد کیلووات ساعت در سال، مصرف برق جهانی افزایش یابد که این میزان از مصرف، معادل تولید سالانه 50 کارخانه برق در سرتاسر جهان خواهد بود.

      علیرغم چالشهای مهم در مدیریت مصرف انرژی در دنیا، حسب تعقیب ردپای محیطی از دادههای واقعی، برخی از شرکتهای پیشرو در حال برداشتن گامهای بزرگی در این خصوص هستند. امروزه بیش از 27 شرکت فناورانه دنیا از 100% انرژی های تجدیدپذیر در عملیات خود استفاده می کنند، که از جمله می توان به شرکت های بزرگی چون Intel، SAP، Datapipe و Motorola.¹ و اپل اشاره نمود. به‌عنوان مثال، شرکت اپل مدعی است که در مقوله مصرف انرژی از ظرفیت 100% ای بهره‌گیری از انرژی های پاک، برای مراکز داده خود استفاده می کند و این برنامه در سال 2015، با بودجه 1.7 میلیارد یورویی برای ساخت و ساز تجهیزات و زیرساخت‌های مورد نیاز کلید خورده و بهره برداری عملیاتی رسیده است. علاوه بر این، اپل از سال 2008 میانگین کل انرژی مصرفی محصولات تولیدی خود را به میزان 57 درصد کاهش داده است و بر اساس ادعای این شرکت، قبض برق و انتشار کربن مشتریان خود را به میزان 350000 متریک تن از گاز CO2 در سه سال کاهش داده است[4].

      یکی دیگر از موضوعات مطرح در خصوص مقوله تاثیر زیست‌محیطی بهره‌گیری از فناوری های نوپدید دیجیتالی ، مربوط به موانع گسترش اقتصاد چرخشی[12] یا دایره ای است که تا کنون به شرکتهای پیشگام و پیشرو جهانی محدود شده است. منظور از اقتصاد چرخشی، رویکرد نوپدیدی در مدیریت تولید و مصرف کالا و اجناس است که با اهداف اشتراک گذاری ، استفاده مجدد، اجاره دادن، ایجاد قابلیت تعمیرات چند باره و قابل بازیافت بودن به جامعه مصرفی ارائه شود تا پس از مصرف و سر آمدن عمر نهایی اجناس و کالاها، پسماندهای تولیدی، به حداقل میزان خود برسد . با این روش، چرخه عمر محصولات نیز افزایش می‌یابد و خیلی از کشورهای دنیا حتی با مدل های این اقتصاد هم آشنا نیستند در این خصوص، موانع جدی ای برای عملیاتی سازی این سبک اقتصادی وجود دارد، مواردی از قبیل پراکندگی جغرافیایی زنجیره تأمین گرفته تا پیچیدگی تولید مواد و محصولات ... اما خوشبختانه و در این سال ها، نوآوری های دیجیتال و بهره‌گیری از فناوری های نوپدید، این فرصت را برای خیلی از شرکت ها در سرتاسر دنیا فراهم نموده تا بر چنین موانعی غلبه کنند. از مهمترین و زیرساختی ترین بخش فناورانه که زمینه ساز ظهور این سبک از اقتصاد است می توان به فناوری اینترنت اشیا[13] اشاره نمود که می تواند جریان داده های لازم را برای تجزیه و تحلیل داده ها، در اختیار شرکت ها و سازمان ها قرار دهد. در زیر به چند مورد مطالعاتی واقعی در این خصوص اشاره شده است:
      • زنجیره تأمین دایره ای[14] و بهره‌گیری از مواد کاملاً تجدید پذیر و قابل بازیافت در چرخه های تولیدی با هدف کاهش هزینه ها و افزایش قابلیت پیش بینی و کنترل میزان آلودگی در نمونه های عملیاتی از محصولات پلیمری Natureworks و همچنین رنگ ها و پوشش های AkzoNobel مبتنی بر پارامترهای زیست‌محیطی.
      • بازیابی و بازیافت موادی ضایعاتی در چرخه تولید محصولات شرکت Proctor & Gamble ، که در حال حاضر 45 مرکز از تاسیسات بزرگ این شرکت، بر اساس مدیریت بازیابی و بازیافت مواد ضایعاتی کنترل و مدیریت می شوند.
      • سامانه های اشتراک گذاری فرصت های تجاری جدید برای مصرف کنندگان، توسط شرکت های چون Uber، Airbnb و Lyft
      • و همچنین مثال هایی از شرکت های چون فیلیپس که با معرفی مدل های نوپدیدی چون «پرداخت لوکس» دریافت هزینه روشنایی را در برابر فروش محصولات مدل کرده است ویا شرکت میشلن اکنون به ازای هر کیلومتر برای لاستیک خود از مشتری هزینه میگیرد و از فروش لاستیکها به‌عنوان محصول نهایی به مشتریان خود، فاصله جدی ای گرفته است.
      با تمام این تفاسیر و تغییر و تحولاتی که در دنیا در شرف رخ دادن است آن موضوعی که همچنان باقی می ماند، اعتماد مصرف کننده و پذیرش این سطح از به کارگیری فناوری های نوپدید است. اگر فرض بر این باشد که بهره‌گیری از مقوله تحول دیجیتال و پتانسیل هایی که زیرساخت‌های فناورانه و دیجیتال برای جدا سازی رشد اقتصادی از رشد انتشار گازهای گلخانه ای بوجود می آورد، باید چنین برداشت نمود که در آینده نزدیکی احتمالا، مصرف کنندگان به فناوری های دیجیتال اعتماد پیدا خواهند کرد و از مزایای حاصله استفاده می نمایند. مطابق با یک نظرسنجی در سطح مصرفکننده خدمات و محصولات دیجیتالی، انجام شده توسط Accenture در سال 2015 ، نشان می دهد که تا سال 2025، تقریباً نیمی از مصرفکنندگان خدمات و محصولات دیجیتالی، صاحب یک دستگاه متصل به اینترنت اشیا (IoT) خواهند شد که بواسطه آن بتوانند مدیریت مصرف انرژی را به طور پیوسته کنترل و نظارت کنند[4].

      فرصت‌ها و پیشنهادات

      مطالعه برروی وی ابعاد اقتصادی چرخشی با هدف تعبیه اصول مرتبط برای استانداردسازی و الزام آوردن نمودن آنها (در این خصوص یک مثال عملیاتی مربوط به شرکت Brightstar وجود دارد که برای بازیابی و بهره‌گیری مجدد از باتری ها از مدل های اقتصاد چرخشی استفاده نموده است)
      • وضع قوانین و ایجاد تعهد در شفافیت عملیات مرتبط به مسائل زیست‌محیطی شرکت های تولیدی و صنعتی، به کمک بهره‌گیری از فناوری ها و دستاوردهای دیجیتالی، که خروجی های شفاف و واقعی را در اختیار دولت ها و حاکمیت ها قرار می دهد. (در این خصوص یک مثال عملیاتی مربوط به شرکت نایک وجود دارد که بواسطه بهره‌گیری از زیرساخت‌های فناورانه، گزارش های شفاف و واقعی را در اختیار نهادهای دولتی قرار می دهد)
      • بهره‌گیری از مدل نوپدید Smart Sharing با هدف بهره‌گیری از ظرفیت های خالی صنایع برای دیگر صنایع، با هدف کاهش ضایعات و آلودگی های زیست‌محیطی، در این خصوص سامانه های نوپدیدی در دنیا در حال شکل گیری است.
      • توافق بر روی استانداردها و الزامات زیست‌محیطی در سطوح صنعتی و بین صنعتی، با هدف بهره‌گیری از زیرساخت‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات، که در دفع مناسب زباله‌های الکترونیکی، تأمین منابع انرژی پاک و بهبود کارایی مراکز داده مورد استفاده قرار گیرد. به‌عنوان مثال، در سال 2008، کمیسیون اروپا یک کد رفتاری برای مراکز داده منتشر کرد، که در مسیر این ابتکار، 184 شرکت به صورت داوطلبانه با بندهای آن موافقت نمودند، و خود و سازمان‌های وابسته به خود را در مسیر تحقق این موارد متعهد نمود. از جمله این شرکت: IBM، BT، HP، Vodafone و Unilever است.

      مهدی عرب زاده یکتا (دانشجو دکتری خط مشی گذاری/ مشاور، استراتژیست و خط مشی گذار حوزه دیجیتال)
      تهیه شده در گروه کشاورزی و منابع طبیعی دیجیتال پژوهشگاه فضای مجازی


      منابع
      1. GeSI: ICT Solutions for 21st Century Challenges
      2. Accenture Waste to Wealth, Palgrave Macmillan, 2015
      3. UN Framework Convention on Climate Change “Adoption of the Paris Agreement, December 12, 2015
      4. http://reports.weforum.org/digital-transformation/enabling-the-transition-to-a-sustainable-world/


      [1] Emerging Technologies
      [2] GDP (Gross domestic product)
      [3] Carbon dioxide equivalent
      [4] The 21st UN Conference
      [5] Digitization
      [6] Digital Policies
      [7] 5G
      [8] Digital twins
      [9] The Global e-Sustainability Initiative
      [10] Block chain
      [11] Data-Centers
      [12] circular economy
      [13] Internet Of Things (IoT)
      [14] Circular supply chain
      نظر کاربران
      نام:
      پست الکترونیک:
      شرح نظر:
      کد امنیتی:
       
آدرس: تهران، میدان آرژانتین، خیابان بیهقی، نبش خیابان شانزدهم غربی، پلاک 20
کد پستی: 1515674311
تلفن: 86121084
پست الکترونیک: csri@majazi.ir